ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما
افتاده در غرقابهای تا خود که داند آشنا
گر سیل عالم پر شود هر موج چون اشتر شود
مرغان آبی را چه غم تا غم خورد مرغ هوا
ما رخ ز شُکر افروخته با موج و بحر آموخته
زآن سان که ماهی را بود، دریا و طوفان جان فزا ادامه مطلب ...
گفتم: دل من، گفت که: خون کردهی ماست
گفتم: جگرم، گفت که: آزردهی ماست
گفتم که: بریز خون من، گفت برو
کآزاد کسی بود که پروردهی ماست
عراقی
تاج امامت است به روی سر شما
خیل ملائکاند به دور و بر شما
ای چشمۀ زلال الهی ظهور کن
ماتشنه ایم، تشنه لب کوثر شما
فرمودهای که الگوی من مادر من است
با این حساب فاطمه شد رهبر شما ادامه مطلب ...
هین کژ و راست میروی، باز چه خوردهای؟ بگو!
مست و خراب میروی، خانه به خانه کو به کو
با که حریف بودهای، بوسه ز کی ربودهای؟
زلفِ که را گشودهای، حلقه به حلقه مو به مو
نی تو حریف کی کنی، ای همه چشم و روشنی
خفیه رَوی چو ماهیان، حوض به حوض جو به جو ادامه مطلب ...
آتش به جانم افکند، شوق لقای دلدار
از دست رفت صبرم، ای ناقه! پای بردار
ای ساربان، ! خدا را؛ پیوسته متصل ساز
ایوار را به شبگیر، شبگیر را به ایوار
در کیش عشقبازان، راحت روا نباشد
ای دیده! اشک میریز، ای سینه! باش افگار ادامه مطلب ...
من آینهی طلعت معشوق وجودم
از عکس رخش مظهر انوار شهودم
ابلیس نشد ساجد و مردود ابد شد
آن دم که ملائک همه کردند سجودم
تا کس نبرد ره به شناسایی ذاتم
گه مؤمن و گه کافر و گه گبر و یهودم
ساقیا! بده جامی، زآن شراب روحانی
تا دمی برآسایم زین حجاب جسمانی
بهر امتحان ای دوست، گر طلب کنی جان را
آنچنان برافشانم، کز طلب خجل مانی
بیوفا نگار من، میکند به کار من
خندههای زیر لب، عشوههای پنهانی
دین و دل به یک دیدن، باختیم و خرسندیم
در قمار عشق ای دل، کی بود پشیمانی؟ ادامه مطلب ...