X
تبلیغات
رایتل

شعر ناب

صفحه شعر و ادبیات

من بدین خوبیّ و زیبایی ندیدم روی را


من بدین خوبیّ و زیبایی ندیدم روی را
واین دلآویزیّ و دلبندی نباشد موی را

روی اگر پنهان کند سنگین‌دلِ سیمین‌بدن
مشک غمّاز است، نتواند نهفتن بوی را

ای موافق‌صورت و معنی که تا چشم من است!
از تو زیباتر ندیدم روی و خوش‌تر خوی را!

گر به سر می‌گردم از بیچارگی عیبم مکن!
چون تو چوگان می‌زنی جرمی نباشد گوی را

هر که را وقتی دمی بوده‌ست و دردی سوخته‌ست
دوست دارد ناله ی مستان و هایاهوی را

ما ملامت را به جان جوییم در بازار عشق
کنج خلوت، پارسایانِ سلامت‌جوی را ...

بوستان را هیچ دیگر در نمی‌باید به حسن
بلکه سروی چون تو می‌باید کنار جوی را ...!

ای گل خوش بوی! اگر صد قرن بازآید بهار
مثل من دیگر نبینی بلبل خوش‌گوی را

"سعدیا"! گر بوسه بر دستش نمی‌یاری نهاد
چاره آن دانم که در پایش بمالی روی را


سعدی
تاریخ ارسال: یکشنبه 21 شهریور 1395 ساعت 11:23 | نویسنده: پیمان | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد