شعر ناب

صفحه شعر و ادبیات

زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد



زاهد خلوت نشین، دوش به میخانه شد
از سر پیمان برفت، با سر پیمانه شد

صوفی مجلس که دی، جام و قدح می‌شکست
باز به یک جرعه می، عاقل و فرزانه شد

شاهد عهد شباب، آمده بودش به خواب
باز به پیرانه سر، عاشق و دیوانه شد

مُغ بچه‌ای می‌گذشت، راهزن دین و دل
در پی آن آشنا، از همه بیگانه شد

آتش رخسار گل، خرمن بلبل بسوخت
چهره ی خندان شمع، آفت پروانه شد

گریه ی شام و سحر، شکر که ضایع نگشت
قطره ی باران ما، گوهر یک دانه شد

نرگس ساقی بخواند، آیت افسونگری
حلقه ی اوُراد ما، مجلس افسانه شد

منزل حافظ کنون، بارگه پادشاست
دل برِ دلدار رفت، جان برِ جانانه شد


حافظ
تاریخ ارسال: جمعه 29 مرداد 1395 ساعت 21:24 | نویسنده: پیمان | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد