X
تبلیغات
رایتل

شعر ناب

صفحه شعر و ادبیات

نان‌پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد



نان‌پاره ز من بستان، جان پاره نخواهد شد
آواره ی  عشق ما، آواره نخواهد شد

آن را که منم خرقه، عریان نشود هرگز
وآن را که منم چاره، بی چاره نخواهد شد

آن را که منم منصب، معزول کجا گردد؟!  
آن خاره که شد گوهر، او خاره نخواهد شد

آن قبله ی مشتاقان، ویران نشود هرگز
وآن مصحف خاموشان، سی پاره نخواهد شد

از اشک شود ساقی، این دیده من لیکن
بی نرگس مخمورش، خماره نخواهد شد

بیمار شود عاشق، اما بنمی میرد
ماه ار چه که لاغر شد، استاره نخواهد شد

خاموش کن و چندین، غمخواره مشو آخر
آن نفس که شد عاشق، امّاره نخواهد شد


مولانای جان

تاریخ ارسال: شنبه 7 فروردین 1395 ساعت 03:15 | نویسنده: پیمان | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد