X
تبلیغات
رایتل

شعر ناب

صفحه شعر و ادبیات

گفتا به من، در نیمه شب پنهان بیا پنهان برو


گفتا به من، در نیمه شب پنهان بیا پنهان برو
در باغ پر ریحان من، خندان بیا گریان برو

گفتا که بر کس ننگرم بر عاشقان عاشق ترم
در خان من گر آمدی، با جان بیا، بی جان برو

گفتا اشارت ساز کن، این گفتگو را راز کن
با سر بیا در پیش من، افتاده و خیزان برو

گفتا که من یک آتشم سوزنده و هم سرکشم  
با من درآمیزی اگر با آتشی سوزان برو

من او شدم، در او شدم، بیخود از آن یاهو شدم
گفتا در آخر این سخن: "بی خود شدی حیران برو"


مولانا

تاریخ ارسال: یکشنبه 1 فروردین 1395 ساعت 22:37 | نویسنده: پیمان | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد