X
تبلیغات
رایتل

شعر ناب

صفحه شعر و ادبیات

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک


بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک
آســمـان آبـی و  ابـر ســپید
برگ‌های سبز بید
عطـر نرگـس، رقـص بـاد
نغمه ی شوق پرستوهای شاد
خلـوت گـرم کبوترهای مسـت
نرم نرمک می‌رسد اینـک بهار
خوش به حال روزگار ...
خوش به حال چشمه‌ها و دشت‌ها
خـوش به حال دانـه‌ها و سـبزه‌ها
خـوش به حال غنچـه‌های نیمـه‌باز
خوش به حال دختر میخک که می‌خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب ...

ای دل من! گرچه در این روزگار
جامه ی رنگین نمی‌‌پوشی به کام
باده ی رنگین نمی‌بینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیسـت
جامت از آن می که می‌‌باید تهی‌ست
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از مـن اگـر مسـتم نسـازد آفتـاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار ...

گر نکوبی  شیشه ی غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ ....


فریدون مشیری

تاریخ ارسال: یکشنبه 1 فروردین 1395 ساعت 03:37 | نویسنده: پیمان | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد