X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

شعر ناب

صفحه شعر و ادبیات

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم


بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم

شوق است در جدایی و جور است در نظر
هم جور بِه، که طاقت شوقت نیاوریم

روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست
بازآ که روی در قدمانت بگستریم

ما را سَری‌ست با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند و سَر برود هم بر آن سَریم

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من
از خاک بیشتر نه! که از خاک کمتریم

ما با توایم و با تو نه‌ایم اینت بوالعَجَب
در حلقه‌ایم با تو و چون حلقه بر دریم

نه بوی مهر می‌شنویم از تو ای عجب
نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم

از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟!

ما خود نمی‌رویم دَوان در قفای کَس
آن می‌برد که ما به کمند وی اندریم

سعدی تو کیستی که در این حلقه ی کمند
چندان فتاده‌اند که ما صید لاغریم

سعدی
تاریخ ارسال: شنبه 22 اسفند 1394 ساعت 15:22 | نویسنده: پیمان | چاپ مطلب
نظرات (1)
شنبه 22 اسفند 1394 18:06
کاوه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
زنده باشی عزیز، که هروقت سر میزنم لذت می برم.
پاسخ:
ممنون دوست عزیز!
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد