X
تبلیغات
رایتل

شعر ناب

صفحه شعر و ادبیات

گرگ خیره سر


گفت دانایی که: "گرگی خیره سر،
هست پنهان در نهاد هر بشر"!...

هر که گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته می شود انسان پاک

وآن که با گرگش مدارا می کند
خلق و خوی گرگ پیدا می کند

در جوانی جان گرگت را بگیر!
وای اگر این گرگ گردد با تو پیر ...

روز پیری، گر که باشی همچو شیر
ناتوانی در مصافِ گرگ پیر

مردمان گر یکدگر را می درند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند...

وآن ستمکاران که با هم محرم اَند
گرگ هاشان آشنایان هم اَند

گرگ ها همراه و انسان ها غریب
با که باید گفت این حال عجیب؟


 فریدون مشیری

تاریخ ارسال: چهارشنبه 19 اسفند 1394 ساعت 11:24 | نویسنده: پیمان | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد