X
تبلیغات
رایتل

شعر ناب

صفحه شعر و ادبیات

کار جنون ما به تماشا کشیده است


خوش آنکه حلقه هاى سر زلف وا کنى
دیوانگان سلسله ات را رها کنى

کار جنون ما به تماشا کشیده است
یعنى تو هم بیا که تماشاى ما کنى

کردى سیاه زلف دو تا را که در غمت
مویم سپید سازى و پشتم دو تا کنى

تو عهد کرده اى که نشانى به خون مرا  
من جهد کرده ام که به عهدت وفا کنى

من دل ز ابروى تو نبرم به راستى
با تیغ کج اگر سرم از تن جدا کنى

گر عمر من وفا کند اى ترک تندخوى!
چندان وفا کنم که تو ترک جفا کنى

سرتا قدم نشانه ی تیر تو گشته ام
تیرى خدا نکرده مبادا خطا کنى!

تا کى در انتظار قیامت توان نشست؟!
برخیز تا هزار قیامت به پا کنى!

دانى که چیست حاصل انجام عاشقى؟
جانانه را ببینى و جان را فدا کنى!

شکرانه اى که شاه نکویان شدى به حسن
می باید التفات به حال گدا کنى

حیف آیدم کزآن لب شیرینِ بذله گوى
الاّ ثناى خسرو کشورگشا کنى

آفاق را گرفت "فروغى" فروغ تو
وقت است اگر به دیده ی افلاک جا کنى


فروغی بسطامی

تاریخ ارسال: شنبه 15 اسفند 1394 ساعت 03:03 | نویسنده: پیمان | چاپ مطلب
نظرات (1)
شنبه 15 اسفند 1394 16:33
S...H...R
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ممنون از سایت خوبتون و آفرین به حوصلتون که کامنت مارو میخونید. میشه خواهش کنم به سایت ما هم سر بزنید واقعا دمتون گرررررم مرسیییییییی
86518
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد